چهار سال با تو بودن
سلام گل پسر مامان.ببخش دیر اومدم.باید دو روز پیش میومدم و این پستو میذاشتم.ولی درگیر کارای تولدت و بعدشم هفت سین بودم فراموش کردم. تولدت مبارک باشه نفسم.چهار ساله که پیشمون هستی.خدا رو شکر میکنم که دارمت نفسم.همه زندگیم.
نویسنده :
مامان
12:40
پونزده ماهگی آلا
گل مامان سلام.با تاخیر اومدم.دو ماه قبلو فراموش کردم بیام پست بذارم.ماهه قبل تاریخارو فراموش کردم.فکر کردم چهارمه،ولی پنجم بود!دیگه یادم رفت پست بذارم. ماشالا شما وروجا وقت هیچ کاری برام نمیذارین. گلی خانوم خیلی ناز و بامزه ای.خیلی دوست دارم.خدا رو شکر میکنم که دختر دارم. راستی یه همبازی پیدا کردی.دختر عموم هانا بیست و پنج بهمن به دنیا اومد.چند وقت دیگه میتونین باهم بازی کنین. هنوز حرفونمیزنی ولی کلمات ساده رو خیلی زود تکرار میکنی و یاد میگیری.اینقده قشنگ میگی الوو.دهنتو یه حالت بامزه ای میکنی.دلم میخواد بخورمت.به سلام میگی الام.بابایی که میاد خونه،بلندومیگی الام و بدو میری بغلش.حسابی دلبری میکنی. با آرشم گاهی وقتا خوب بازی میکنین....
نویسنده :
مامان
18:49
پنجمین مروارید آلا
گل مامان سلام.الان دیدم پنجمین مرواریدتم درومده. مبارکت باشه عزیزم.دندونت از بالا سمت چپی.فقط یه دندون از بالا داشتی خیلی بامزه بود. گلم این روزا اینقد با شما شیطونا درگیرم که خیلی چیزا رو فراموش میکنم.یکیش که الان یادم افتاد اینه که دیگه ماهگردتو ننوشتم.و اصلا یادم نبود. ماشالا شما خیلی بلا شدی.خیلی زیاد.یعنی هر کی شیطونیاتو میبینه میگه دیگه نباید فکر بچه دیگه ای باشی. ماشالا پدر آدمو در میاری. قربونت برم من نفسم. ...
نویسنده :
مامان
11:40
سن قشنگ
واکسن یکسالگی
گلم سه شنبه بیست و هشت آذر بالاخره موفق شدم ببرمت بهداشت.شلوغ بود کمی معطل شدیم.سه تاییمون رفتیم.تا نوبتمون بشه دوباره وزنت کردم ببینم تو این سه هفته تغییری کردی یا نه.وزنت شده بود ده و دویست.سیصد و پنجاه گرم اضافه کرده بودی.فدات بشم من.تو بغلم گرفتم.یه آستین لباستو درآوردم،خانومه میگفت وای وای چه قریه.این همه طلا داره. چه پزیم میده. تا واکسنتو زدن.زدی زیر گریه. آرش گفت مامان تا خونه گریه میکنه؟گفتم نه مامان زود آروم میشه.همونجا تو اتاق واکسیناسیون آروم شدی.قطره ویتامین و آهنم دادن! در کمال تعجب.اولین بار که قطره رایگان دادن.اونم چهار تا!!! پونزده ماهگیم باید ببرمت قد و وزن. قوبونت برم من عسلم. ...
نویسنده :
مامان
0:03
سیزده ماهگی آلا
آلا جونم سلام.اصلا یادم نبود امروز چهارمه. امروز خیلی باهاتون درگیر بودم.از بعد از ظهر خیلی بدقلقی کردی.هرچی پوشکتو نگاه میکردم میدیدم خبری نیست.ولی شما همچنان گریه میکردی.غروب اومدم عوضت کنم دیدم بعله.نمیدونم چطور معلوم نبود و بو هم نداشت.حسابی سوخته بودی. مامان به فدات.خدا منو ببخشه.کلا تو گریه و زاری بد اخلاقی بودی.رفتیم خونه مامانم اینا کمی اعصابم آروم بشه.ولی خیلی فایده نداشت.الانم تو راه خوابت برد. هنوز حرف زدنو شروع نکردی مامانی.فقط میگی آیش،مامان،اوو(الو)،دد،ام. النگوهاتو خیلی،دوس داری.میگم النگوت کو سریع دستاتو یه حالت قشنگی میگیری و با اون یکی دستت میگیریش و میگی اگو.قربونت برم من. پنجمین دندونت میخواد در بیاد.فکر کنم بی قرا...
نویسنده :
مامان
23:57
چهارمین مروارید آلا
گل مامان همین چند لحظف پیش فهمیدیم چهارمین مرواریدتم درومده. داشتم باهات بازی میکردم انگشتمو گاز گرفتی.تیزیه دندونتو حس کردم.نگاه کردم دیدم دندون راستت از بالا کمی زده بیرون.مبارکت باشه مامانی. ...
نویسنده :
مامان
22:57
سومین مروارید آلا
گل مامان چند وقتی بود که حس میکردم میخوای دندون در بیاری.فقط دو تا دندون پایینو داشتی.چند روز پیش دیدم دندونت داره از لثت بیرون میزنه.فکر کنم یه هفته ای باشه که سومین مرواریدتم درومده. فدات بشم من. دندونت از پایین سمت چپ درومده.همه میگن باید دندون بالاش در میومد نه از پایین. ماشالا اینقد بلایی وقت هیچ کاری برام نمیذاری.خیلی بهم میچسبی.همش باید بغلت کنم بلا خانوم.بعضی وقتا گاز میگیری اساسی.ماشالا دندونات تیزه.همچین فشار میدی حسابی جاش درد میگیره. قربون دختر نازم. ...
نویسنده :
مامان
23:48
مراقبت یک ساگی
گل مامان دو هفته پیش چهارشنبه هشت آذر بردمت بهداشت برای مراقبت یکسالگی و واکسن.گفت چرا دیروز نیاوردیش.فقط سه شنبه ها واکسن میزنیم.هیچی دیگه،فقط قد و وزن انجام دادیم.شدی نه کیلو و هشتصد و پنجاه گرم.تو این سه ماه نیم کیلو اضافه کردی.وزنت کمی زیر خط نرمال بود.ولی ماشالا قدت عالی بود.شدی هشتاد و یک سانت.دور سرتم چهل و شیش و نیم.دور سر و قدت بالای خط بود.گفتن باید کمتر شیر بخوری و بیشتر غذا بخوری.یه آزمایش کشت ادرارم داشتی.که آزمایشگاه گفت عفونت ادراری داری! آرش جونم سرما خورده باز.از مهر ماه شما یا نوبتی یا باهم سرما میخورین.آرش خیلی سرفه میزد.شما هم ازش گرفتی.فکر کنم یکشنبه بود بردیمتون دکتر.کمی سرفه میزدی فقط.گفتم تا بیشتر نشده جلوشو بگیرم.عف...
نویسنده :
مامان
23:41







